تبليغاتX
::. عشق آمدنیست نه آموختنی .::

عشق آمدنیست نه آموختنی

: درباره وبلاگ

 

عشق آمدنیست نه آموختنی



سلام ( چون عادت که اولین باشه )
از همه دوستان که به وبلاگ خودشون سر زدن تشکر می کنم
میگن اسمم "سعید نصرتی" دامغان رو خیلی دوست دارم کلا کم حرفم اما وقتی شروع به صحبت کردن کنم کسی جلو دارم نیست
زود خودمونی می شم و سعی می کنم همیشه بامردم رابطه خوبی داشته باشم .
این یک ریزه از خصوصیات من بود


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: درد دلهای قبلی

 

بهمن 1387
دی 1387
شهریور 1387
بهمن 1386
آبان 1386
اردیبهشت 1386
دی 1385
آبان 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385

 

: پیوندها

 

~عشق ورزيدن يعنی همکاری باخدا~
.... واژه ....
.:: قالب ::.

 

: موسیقی

 

 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
برای تو که بهترینی
راستی تا اطلاع ثانوی هیچ گونه مطلب عاشقانه ای نیست چون دیگه عشقی نیست به این نتیجه رسیدم که دوست داشتنم یک طرفه بوده و باید فراموشش کنم و کردم .

سلام به دوستان و آشنایانی که منو بیرون از چت میشناسند و از خانواده من و .... هستند .

این مطالب مطالبیست که من دوست داشتم همه از آنها اطلاع داشته باشند و اینها نظر های شخصی من نیست اما مقداریشو قبول دارم و می خوام بهش عمل کنم .

گذشته؟  تلخ !

آینده ؟  نامعلوم !

نمی دانم چرا تلخ است گفتارم

چرا می گویم از سختی ؟

چرا اشکم ز تنهاییست

نمی دانم چرا می سوزم از غربت

چرا می ترسم از صحبت

چرا از همنشینیها گریزانم

چرا تنها و حیرانم

نمی دانم  نمی دانم .

 یک نصیحت به همه دوستان می کنم هیچ وقت با اس ام اس حرفهای مهم زندگیتونو سعی نکنید بزنید چون هیچ وقت نمی تونید منظورتونو برسونید هیچ وقت اس ام اس فقط ساخته شده واسه خالی بندی و جک و از این چرت و پرتا هیچ وقت حرفهای دلتونو تو اس ام اس نگید که بد بخت می شید و بدون چاره .

 

| +| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
  

با خودم عهد بستم باردیگرکه تورا دیدم،بگویم ازتودلگیرم ولی بازتورا دیدم و گفتم: بی تومیمیرم

 اگه کسي رو دوست داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبورنکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه

 افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم

به آسانی در یک دقیقه می توان یک نفر را خرد کرد، می توان در یک ساعت یک نفر را دوست داشت، می توان در یک روز عاشقش شد، اما یک عمر طول می کشد تا بتوان یک نفر را فراموش کرد .

| +| نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
باید بدانیم ×××

 

اين‌ چه‌ حرفي‌ است‌ كه‌ در عالم‌ بالاست‌ بهشت‌
هر كجا حال‌ خوشي‌ هست ‌، همانجاست‌ بهشت‌


براي‌ شاد بودن‌ بايد توانايي‌ خنديدن‌ داشت‌.مشكلات‌ براي‌ همه‌ هست‌، اما بسياري‌ از ما تا ماهها پس‌ از

 رفع‌ مشكل‌ آن‌ را فراموش‌ نمي‌كنيم‌ و متاثر از آنيم‌.شايد خود شما هم‌ تجربه‌ كرده‌ باشيد، تشويق‌

ديگران‌ را زود فراموش‌ مي‌كنيم‌، اما در عوض‌ نارضايتي‌ و تنبيه‌ تا مدتها در ذهن‌ مي‌ماند و ورد زبان‌

ماست‌. بايد بياموزيم‌ كه‌ «اين‌ نيز بگذرد».از كودكانمان‌ ياد بگيريم‌ كه‌ به‌ طور طبيعي‌ و بدون‌ احساس‌

خجالت‌ به‌ همه‌ چيز مي‌خندند.


اين‌ در طبيعت‌ و فطرت‌ ماست‌.به‌ همين‌ علت‌ با نشاط و شادابي‌ قدم‌ به‌ جهان‌ هستي‌ مي‌گذاريم‌.اما چه

‌ مي‌شود كه‌ بعدها در بزرگسالي‌ دچار انجماد و افسردگي‌ اخلاقي‌ مي‌شويم‌.شاد بودن‌ و خنديدن‌ روح‌ ما

 را سالم‌ و متوازن‌ نگه‌ مي‌دارد.ضمن‌ اين‌ كه‌ مي‌توانيم‌ اين‌ طراوت‌ را به‌ ديگران‌ نيز منتقل‌ كنيم‌.يكي‌ از

بزرگترين‌ مسئوليتهاي‌ ما اين‌ است‌ كه‌ از زندگي‌ لذت‌ ببريم‌.


بياييد با شاد بودن‌ احساس‌ بهتر و كارآيي‌ بيشتري‌ داشته‌ باشيم‌ و ديگران‌ نيز از مصاحبت‌ با ما راضي‌ و

خرسند باشند .

 

ويژگی‌های همسر خوب

شناخت ويژگی‌های مناسب و مطلوب هر يك از مرد و زن و انتخاب همسر براساس آنها امري مهم است

جوانان مي خواهند شاخصهاي مثبت را براي يك ازدواج موفق بدانند تا بر پايه آنها همسر و شريك آينده

زندگي خود را انتخاب كنند اين ويژگيها چه در باره خانم ها و چه در خصوص آقايان ضرورتي انكارناپذير

است به طور قطع دختر خانم ها و آقا پسرها در محيطهاي زندگي شخصي و اجتماعي گوناگون، متفاوت

 تربيت مي شوند و همين تربيتهاي متفاوت موجب نگراني و دردسرهاي آينده زندگي مشترك مي شود،

 پس اين پرسش كه زن خوب يا مرد خوب كيست، و چه ملاكهايي را در انتخاب همسر رعايت كنيم، امري

 مهم و حائز اهميت است .

بيان كلي پارسا بودن زن به عنوان معياري براي يك زن خوب انسان را در تعيين مصاديق آن دچار ترديد

مي كند بنابراين ملاكهايي را براي زن خوب بيان مي كنيم. مشخص ترين معيار زن شايسته خوب

شوهرداري است.

بهترين زنان در توصيف پيامبر اسلام زيباترين آنان هستند كه كم مهره ترين باشند، هم چنين فرمود مي

 خواهيد بهترين زنان را معرفي كنم؟ گفتند: آري يا رسول ا... فرمود: بهترين زنان آنست كه بچه زياد مي

آورد و با عاطفه و محبت و عفيف و پوشيده باشد، در خانواده اش عزيز و محترم و براي شوهر متواضع و

فروتن باشد، با شوهر شوخ و مزاحگر و نسبت به ديگران و اغيار مستور و خوددار باشد به سخن شوهر

 گوش فرا دهد، فرمانبرداري نمايد در خلوت خود را براي او بيارايد.


مردي به محضر پيامبر اسلام (ص) آمد و گفت: اي رسول خدا، همسري دارم كه چون به خانه مي روم به

پيشبازم مي آيد و وقتي بيرون مي روم بدرقه ام مي نمايد و اگر مرا غصه دار ببيند مي گويد غم مخور كه

اگر غم روزي مي خوري خداوند آن را به عهده گرفته و اگر براي آخرت غم داري و فكر مي كني خداوند بر

فكر و غم تو بيفزايد. پيامبر (ص) فرمود: او را بشارت بهشت ده و به وي بگو كه تو يكي از عاملان خداوندي

 و در هر روز پاداش ۷۰ شهيد براي تو خواهد بود (مكارم الاخلاق ج ۱ ص ۳۸۲)


در كتاب تهذيب شيخ طوسي جلد ۷ آمده است ابي حمزه از جابر انصاري، صحابه پيامبر (ص) نقل كرد كه

 شنيدم جابرانصاري سخن مي گفت از جلسه اي كه در محضر رسول خدا (ص) داشتند و درباره زنان و

فضيلت بعضي از آنان نسبت به بعضي ديگر سخن به ميان آمده بود پيامبر اسلام (ص) فرمود: آيا مايليد از

 بهترين زنان شما خبر دهم؟ حضار گفتند: بلي يا رسول ا... سپس پيامبر (ص) فرمود بهترين زنان شما

زناني هستند كه فرزند به دنيا آورند و محبوب و پوشيده باشند در بين خانواده خود با عزت، و نزد

شوهرشان متواضع و فروتن باشند براي شوهرشان خود را بيارايند و از اغيار خود را بپوشانند و امر شوهر

 را اطاعت كنند و خود را در اختيار وي قرار دهند.


آنگاه از رسول خدا (ص) نقل شده است بهترين زنان آنست كه خوشبو و خوش غذا باشد. اگر خرج كند

 در راه صحيح و خوب خرج كند و اگر امساك نمايد به روش صحيح باشد.


زن خوب به عنوان همسر و زوجه مرد آن قدر در اسلام تاكيد شده است كه حضرت رسول (ص) فرمود:

هيچ مردي بعد از اسلام نفعي بالاتر از همسر مسلمان عايدش نمي شود كه چون به او بنگرد مسرور

 گردد و چون به او فرماني دهد اطاعت نمايد و در نبود شوهر مال او و ناموس خود را حفظ كند

 

 

| +| نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
باید بدانیم ××

كاه و كوه

اغلب زوجهای جوون حتی اگه بهترين دخترها وپسرها برای خانواده هاشون بوده باشند توی زندگی

مشترک با همسرشون دچار اختلاف و سوء تفاهم ميشند و کسی نميتونه ادعا کنه که تا بحال با

همسرش مشاجره نداشته و از همسرش نرنجيده باشه . بعضيها بخاطر جر و بحث هايی که پيش ميايد

 احساس ميکنند که ازدواجشان موفق نبوده با اين حال خودشون رو ناگزير به سازش با همسر ميدونند

وليکن اختلاف آنها مثل آتش زير خاکستر باقی ميمونه .

در اين موارد لازم است هر يک از زوجين فقط اين سئوال را از خودشون بپرسند :

چقدر برای بهبود روابطتتان زحمت کشيديد ؟

اغلب ما در برابر اين سئوال ابروها رو بالا انداخته  با چشمانی از حدقه بيرون زده و قيافه ای حق به جانب  ميگيم :    «  خــــــــيلـــی  »

حقيقت امر اين است که ما زحمتهامون رو حساب شده نکشيديم .

 آيا تا به حال سعی کرديم ريشه  اختلافات را پيدا کنيم و مسائلی را که سد راه خوشبختيمونه برطرف کنيم ؟

آيا تا بحال خواسته هامون را در کفه ترازوی ذهنمان گذاشتيم تا بببينيم کدام ارزش را بايد فدای ارزش

ديگر بکنيم ؟

آيا تابحال  فکر کرديم که ما ميتوانيم با کمی سعی و تلاش زندگی مشترکمان را سرشار از شادی -

عشق و محبت کنيم  کنيم .

نارضايتيهای کوچک :

نارضايتهای کوچک رو دست کم نگيريم چون اغلب همينها هستند که سد راه خوشبختی هستند .

بگومگوها - نيش زدن ها - دخالتها - ناسازگاريها - ناکاميها - غرور های بيجا - منت گذاشتن ها و .... اگر

در برابر اين  مسائل کوچک از خود گذشت نشان دهيد راههای جديدی برای دوست داشتن زندگی و

همسرتان پيش رويتان باز خواهد شد وبه يک نيروی فزاينده مثبت دست خواهيد يافت .

 

در اينجا برای نمونه چند روش را به شما ياد آوری ميکنيم . سعی کنيد روشهای ديگر را خودتان کشف کنيد :

 منت نگذاريد :

منظور کردن کارهايی که برای همسرتان انجام داده ايد يا حتی گذشتی که بخاطر او کرده ايد برای هر يک

از طرفين هميشه وسوسه انگيز است . اين وسوسه را بشناسيد و آن را از خود دور کنيد . اين مسئله

يکی از مواردی است که جرقه مشاجرات زوجين را فراهم ميکند . ما نبايد توقع داشته باشيم که

همسرمان بخاطر هر کاری که انجام ميدهيم از ما قدردانی کند . اگر زوجين از اينکار دوری ميکنند نتيجه

آن ناخرسندی و به رخ کشيدن کارهايی است که درطول روز انجام ميدهيم و اگر يکی از زوجين اينکار را

انجام دهد طرف مقابل نيز قطعا تحريک شده و به دفاع از خود میپردازد . ما نبايد از اينکه برای

خوشبختيمان کاری انجام داده ايم ناراضی باشيم  .  از اينکه من بچه ها را ما به مدرسه رساندم . خانه

را من تميز کردم . خريد را من کردم . بچه ها را من حمام بردم و ...  . منظور کردن اينکارها به معنی

نارضايتی ما از اينکارهاست و بی گذشت بودنمان را نشان ميدهد وچه بخواهيم و چه نخواهيم

همسرمان فکر ميکند که برسر او منت ميگذاريم . مهمتر اينكه يادآوری اين كارهای به ظآهر سخت آنهم

 

بطور دائم باعث ميشود نسبت به همسرمان احساس خشم كنيم و كم كم عشق و محبت در زندگی

 

كم رنگ ميشود و كنايه زدن ها شروع ميشود و هر روز بيشتر از روز قبل نيرويمان را بخاطر اين مسائل بی

 

 ارزش از دست ميدهيم . عادت ميكنيم كه هر روز فهرست بلند بالايی را از كارهايی كه انجام داده ايم را

 

به رخ همسرمان ميكشيم . كارهايی كه وظيفه ماست و نشانه گذشت ما .

در اين مواقع يعنی هر گاه احساس كرديد نسبت به همسرتان خشمگين هستيد . وقتيكه احساس

كرديد كار نادرستی انجام داده و يا حتی كاری را كه ميبايست انجام ميداده انجام ندا ده لحظه ای صبر

كنيد . آن عشقی را كه ما بينتان هست به ياد بياوريد . او هميشه در حق شما كوتاهی نكرده . لبخندی

بر لب بياوريد و عصبانيت را به مرور زمان و با تمرين از ليست عادتهايتان حذف كنيد . در اين صورت تآثير آن

 را در همسرتان خواهيد ديد . اين گامی بزرگ در جهت بهبود روابطتان خواهد بود و هر روز علاقه تان به

زندگی مشترك و شريك زندگيتان بيشتر خواهد شد .

 

توقع نداشته باشيد همسرتان حتما بی نقص باشد :

وقتی به همسرتان ميگوييد ‹‹‌ چرا اينطور هستی ؟ ››‹‹چرا خودت را عوض نمي كنی ؟ ›› از او توقع داريد

 چه جوابی به شما بدهد ؟ خودتان را جای او بگذاريد . اگركسی از شما اين سئوال را بپرسد چه جوابی

 ميدهيد . اغلب ما فكر ميكنيم كه عملكردمان درست است و شايد ذاتا نميتونيم خودمون رو اصلاح

كنيم . وقتی چنين سئوالی را از همسرتان ميكنيد او تصور ميكند كه آن كسی نيست كه شما

ميخواستيد و در انتخابتان اشتباه كرديد و اين مسئله ای نيست كه از ذهن كسی بيرون بره  و نبايد توقع

 بهبود روابط رو بعد از زدن چنين حرفهايی داشت . بعضيها اين سئوالات رو از همسرشون نميپرسند بلكه

 اينها رو به جای اينكه از همسرشون بپرسند از خودشون ميپرسند كه اين هم به مراتب بدتره چون

اونوقت خودمون فكر ميكنيم كه اگر اون شخص ديگری بود اونوقت من خوشبخت بودم و اونه كه بايد عوض

 بشه و هيچ راه ديگری نيست .

 

جور ديگری به مسئله نگاه كنيد . اگه فكر ميكنيد كه جواب خوشبختی شما در كس ديگريه كاملا اشتباه

ميكنيد . چون هيچ همسری تو دنيا نميتونيد پيدا كنيد كه با تمام عقايد شما موافق باشه و اين طبيعيه .

 پس با نظام طبيعت نجنگيد . در كنار اون زندگی كنيد و خودتون رو با چيزی كه هست وفق بديد . ميتونيد

 بار مسئوليتی رو كه از اون توقع داريد از دوشش  برداريد و رابطتتون رو اصلاح كنيد . مطمئنا با ايجاد

صميميت كم كم به چيزهايی كه ميخواستيد هم ميرسيد به همسرتون وقت بديد كه خواسته های شما

رو كشف كنه و حتی اگه زحماتش برای برآورده كردن خواسته نتيجه ای نداد اون رو دوست بداريد و به

وجودش افتخار كنيد .

 

عادتهای عجيب خودتون رو بشناسيد :

به نظر شما مضحك نيست كه كسی را با تمام وجود دوست داشته باشيد ولی به خاطر مسائل كوچكی

مثل ريختن خمير دندان روی سنگ دستشويی يا پرتاب كردن جوراب ها در اطراف خانه يا نشستن ظروف

توی آشپزخانه محبتتان تبديل به خشم بشه . آيا اينكه شما جورابی رو از گوشه خونه برداريد يا خمير

دندان ريخته شده يا ظرفهای نشسته رو بشوييد كار خيلی سختيه . اصلا چرا فكر نميكنيد شما هم

عادتهای اينچنينی داريد . بهتر نيست اول عادتهای خودمون رو كشف كنيم يا اگر عادت بدی رو در

همسرمون كشف كرديم چرا مشكل اون رو مشكل خودمون ندونيم .

 باید به اون کمک کنیم تا این مشکل رو حل کنه نه اینکه با عصبانیت با او رفتار کنیم

یا مثلا خانومی که هنگام رانندگی تصادف می کنه نباید سرزنشش کرد این اتفاق اگر شما هم راننده بودید می تونست بیفته

بخششتان با جان و دل باشد :

تا بحال حس كرديد چرا عذرخواهی كردن مشكله ؟ و هيچ ميدونيد كه عذرخواهی كردن در زندگی

زناشويی چقدر ميتونه مشاجرات بيهوده رو از بين ببره . علت اينكه بعضيها از عذرخواهی فرار ميكنند اينه

 كه ميترسند طرفشون عكس العملی نشون بده كه موجب پشيمانيشون بشه . بعضيها وقتی

همسرشون ازشون عذرخواهی ميكنه چنان قيافه حق به جانبی ميگيرن كه موجب دلشكستگی

وآزردگی همسرشون ميشه . وقتی همسرمان از ما عذرخواهی ميكنه بايد خيلی مودبانه و از ته دل اون

رو ببخشيم و كارهای ناپسندی مثل زير لب حرف زدن - آه كشيدن يا كنايه زدن رو كنار بزاريم حتی بحث

رو ادامه نديم و به اين ترتيب به دلخوريها - تلخيها و واكنشها پايان بديم تا همسرمون تاثير مثبت

عذرخواهيش رو لمس كنه . پس از اين به بعد اگر همسرتان از شما عذرخواهی كرد راه را برايش هموار

كنيد و با قلبی باز او را ببخشيد و با اين كار به او بخشش را هم ياد بديد .

 

مشغله هايتان را از روابطتتان جدا كنيد :

كار هميشه هست و هيچ وقت تمامی ندارد . در واقع شما اگر برنامه ريزی درستی نداشته باشيد در

طول روز برای كارهاتون وقت هم كم مياريد . اما برنامه ريزی درست اونيه كه توش برای خانه و خانواده و

همسرتون هم وقت بزاريد . سعی كنيد ساعاتی رو در روز با همسرتون تنها باشيد . با هم خلوت كنيد و

 به خلوت همديگر پا بزاريد . سعی كنيد هيچ وقت كارها و خستگی ناشی از كار را با خودتان به منزل

نياريد . وقتتون رو تنگ نشون نديد و خودتون رو خسته . چه فايده ای داره كه به همسرمون بگيم كه

سخت در حال دست و پا زدن و تلاش هستيم . تنها نتيجه اش اينه كه همسرمون در آخر ليست

كارهامون قرار ميگيره و گاهی فراموش ميشه . برای بعضيها حتی ممكنه نا خودآگاه از تو ليست

حذف بشه !

 

كارهای فراموش شده را خودتان انجام دهيد :

همسر شما آدم آهنی نيست . مثل همه انسانهای معمولی ممكنه خسته بشه . ممكنه كاری رو

فراموش كنه . در اين موارد نبايد اون رو سرزنش كرد . اينكه بگيم ‹‹ چرا برای دستشويی حوله نذاشتی ؟

›› ‹‹ چرا ظرفها رو نشستی ؟ ›› ممكنه اون كار رو يادش بياره ولی آيا اون هميشه يادش ميره اين كارها

رو بكنه . مسلما  نه . بعضيها اعتقاد دارند كه بايد نوع گفتارمون رو درست كنيم مثلا ميتونيم بگيم ‹‹

حوله دستشويی كجاست ؟ ›› يا ‹‹ قرار بود برای دستشويی حوله بزاری ؟›› كه البته روش خوبيه و باعث

 ميشه طرف مقابلمون عكس العمل خوبی نشون بده و در مقام دفاع از خودش بر نياد ولی يك روش بهتر

هم وجود داره و اون اينكه اگه واقعا وقتش رو داريم چرا ما اين كار رو نكينيم . چه ايرادی داره كه ما كاری رو

كه همسرمون فراموش كرده انجام بديم . اشتباهات همسرتون رو به دوش بگيريد ولی نه با آزده دلی

بلگه با اشتياق . اگه ظرفهای توی ظرفشويی شما رو آزار ميده اونها رو بشوريد . شايد خيلی ها بگن كه

با اين كار ديگه همسرمون كارهاشو انجام نميده . اما برعكس اگه شما دست از تشر زدن - نكوهش

و زخم زبان زدن برداريد با كمال تعجب ميبينيد كه برخورد همسرتون بهتر ميشه و شور و علاقه بيشتری

برای انجام دادن قسمتی از كارها كه بدوششه از خودش نشون ميده .

دركل اينكه با برطرف نمودن اين مشكلات كوچك و پيش پا افتاده شما ميتونيد فكرتون رو متمركز جنبه

های مهمتر روابطتون كنيد . به ارتباطی صميمی فكر كنيد . به رشد روحيتون برسيد . ميتونيد همدرد

همسرتون باشيد . و عشق و محبت و شادی رو به همسرتون هديه كنيد .

 

نظر شما چيه ؟

 

 

| +| نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
باید بدانیم ×

اما برای اينكه همسر خوبی باشيد بهتره اين توصيه ها رو بخاطر داشته باشيد :

          نق نزنيد و همسر خود را سرزنش نکنيد.


         خرده گيری نکنيد و عيبجويي را کنار بگذاريد.


         به امور کوچک زندگی زناشوئي توجه بيشتری داشته باشيد.


         صادقانه به تعريف و تمجيد پردازيد.


         مؤدب باشيد.


         يک کتاب خوب راجع به جنبه جنسی ازدواج بخوانيد.

و بطور كلی سعی كنيد در زندگی اين ها رو سرلوحه قرار بديد:

 

1.     قلبتون را از نفرت آزاد كنيد.

2.     ذهنتون را از نگراني آزاد كنيد.

3.     ساده زندگي كنيد. 

هنگام مشاجرات :

  
۱- به عقايد احترام بگذاريد و نگوئيد اشتباه میکنند.


۲- اگر در اشتباه هستيد، به آن اعتراف کنيد.


۳- در هر موردی، دوستانه شروع به صحبت کنيد.


۴- راه سقراط (هميشه از مخاطب پاسخ آری آری بگيريد).


۵- بگذاريد ديگران زياد حرف بزنند.


۶- بگذاريد ديگران احساس کنند که ايده ها از خود آنهاست.


۷- از دريچه چشم ديگران به کارها بنگريد.

لازمه دوست داشتن ديگران توجه به آنهاست :

۱- از صميم قلب ديگران را دوست داشته باشيد.


3- همواره به اسم ديگران توجه داشته باشيد.


۵- کاری کنيد که ديگران احساس کنند وجودشان برای شما اهميت دارد.

 

توصيه های يک خانم روانشناس

فقط خانمها بخوانند

خانم راحله فروغی از چهره های سرشناس در علم روانشناسی چنين ميگويد ؛ 

عشق واكنشي آموختني و احساسي فراگرفتني است. يعني هر آدمي عشق را با توجه به آموخته ها،

باورها و محدوديتهايش مي شناسد و تجربه مي كند. همگي انسانها با عشق يكسان برخورد نمي كنند

اما همه بر اين باورند كه اگر دوست داشتن شدت يابد به مرحله عشق مي رسند.


«اگر آدمي واقعاً و صميمانه كسي را دوست داشته باشد حتماً  همه مردم دنيا و زندگي را دوست

مي دارد. اگر من بتوانم به كسي بگويم « تو را دوست دارم» بايد توانايي اين را هم داشته باشم كه

بگويم من در وجود تو همه كس را دوست دارم، با تو همه دنيا را دوست دارم، در وجود تو حتي خودم را

دوست دارم.» اريك فروم

اين فكركه كسي در اين دنيا تو را دوست ندارد، باعث مي شود از خودت بدت بيايد. ولي وقتي عاشق

شدي و معشوق با تو همراه شد آن وقت اعتماد به نفست بيشتر مي شود. در نتيجه خود را هم بيشتر

دوست خواهي داشت، زيرا دريافته اي آنقدر خوب هستي كه كسي عاشقت شود.


«عشق يك نعمت بزرگ است كه به انسان هديه شده»
پترارك
در اين نوشته روي صحبت با آن دسته از خانم هايي است كه ميل دارند به قلب شوهرشان راه يابند، اما

شيوه اش را به درستي نمي دانند. راههاي ساده و عملي زير به ظاهر پيش پا افتاده و بي اهميتند، اما

تجربه هاي نگارنده حاكي از آن است كه بيشترين اختلافهاي خانواده ها در همين نكات به ظاهر جزيي

ريشه دارد :


۱- با شوهري كه از سر كار مي آيد چه رفتاري داريد؟

الف - چه بايد كرد؟


۱- سلام و احوالپرسي معمول منتها با خوشرويي و گفتن خسته نباشيد.


۲- گرفتن كيف،كت و بسته هاي خريداري شده


۳- دادن خبرهاي خوش


۴- آرام كردن فرزندان و هر يك را به كاري مشغول كردن.


۵- سريع آماده كردن ميز غذا يا چيدن سفره .


۶- پرس و جو از اوضاع كاري روز و فرصت دادن به مرد تا حرفهايش را بزند.


و خلاصه به هر طريق مي توانيد احساس خوب خود را از ورود شوهر به منزل ابراز كنيد.


«تبسم  خرجي ندارد ولي سود بسياري دارد.»
ديل كارنگي

ب- و اما چه نبايد كرد؟


۱- بي اعتنايي و سرد رفتار كردن.


۲- درخواست انجام كاري پيش از غذا خوردن.


۳- گله و شكايت از بچه ها و يا شكوه و شكايت از كارهاي روزانه.


۴- درخواست پول يا بيان ساير توقعاتي كه احتمالاً براي مرد مشكل آفرين است.


شايد بگوييد اين موارد پيش پا افتاده است، اما خواهش مي كنم صادقانه پاسخ دهيد، آيا با وجود آگاهي

 از اين موارد جزيي به آنها عمل مي كنيد يا فقط گاهي يكي- دو تايي را اجرا مي كنيد؟

 

۲- اگر شوهر شما دير به منزل آمد با او چه رفتاري داريد؟


يكي از عمده ترين اختلافهاي زوجين دير آمدن مرد به خانه است. طبيعي است هيچ مردي حق ندارد

بدون دليل موجه دير به خانه برود. اما خانم ها هم نبايد در صورت دير آمدن مرد به منزل، جنجال به پا

كنند. خانم ابتدا بايد علت واقعي را پيدا كند تا از روي حدسيات و افكار منفي خود واكنشي نشان ندهد

كه رابطه را پر از خشونت و مشاجره كند.


زن بايد علت دير آمدن را سؤال كند وگرنه مرد فكر مي كند اين موضوع براي زن بي اهميت است، اما زن

بايد سؤال خود را با لحني آرام مطرح كند، آن هم پس از اين كه شوهر شام خورد و كمي استراحت كرد.

زن بايد او را متوجه كند به خاطر نگران بودن چنين پرسشي كرده است. با اين برخورد شوهر مجبور

مي شود با حوصله و به نرمي دليل دير آمدنش را توضيح دهد.


اما اگر زن لحن تند و غيردوستانه اي داشته باشد مرد احساس مي  كند مورد بازخواست قرار گرفته

است، از طرفي هم خسته و گرسنه است بنابراين ممكن است حتي با لحن زننده اي بگويد به تو مربوط

 نيست و يا سكوت كند.


مردي مي گفت «شغلم طوري است كه اكثراً نمي توانم سر ساعت به منزل برسم، هر چند همسرم از

 اين وضعيت با خبر است اما تا مي رسم غرولند مي كند. من هم ديگر به اين رفتارش عادت كرده ام و

ديگر تلاشي براي سر وقت رسيدن نمي كنم. از اين كه فكر مي كنم او به من ظنين است عصبانيتم دو

برابر مي شود.»


البته بهتر است مرد در اين صورت تلفني به خانم خبر دهد، اما به او حق بدهيد كه شايد گاهي تلفن دم

دست او نيست. برخي از مردها هم مي گويند اگر هر بار به او تلفن كنيم عادت مي كند، آن وقت اگر يك

 بار نتوانيم زنگ بزنيم بيشتر نگران مي شود.


اما از اينها گذشته، كمي هم بايد مسأله را از ديد خانم ها بررسي كنيم. بيشتر زنان مايلند ساعت

دقيق آمدن همسرشان را بدانند. منظور آنها بازخواست يا كنجكاوي نيست بلكه مي  خواهند ناهار يا

شام را طوري آماده كنند كه به محض ورود او غذا را بكشند. حالا شما خود را به جاي همسري بگذاريد كه

 نمي داند كي پلو را دم كند تا نسوزد، كي خورشت را بار بگذارد كه به موقع حاضر شود، به بچه ها غذا

بدهد يا نه و خلاصه دهها مورد ديگر كه به سليقه شخصي زنان مربوط مي شود. اگر شوهر دير كند تمام

نقشه هاي همسرش را به هم مي ريزد. در حالي كه وقت شناسي حداقل احترامي است كه مي توانيم

 به زحمت هاي روزانه شان بگذاريم. از ياد نبريم نهايت آرزوي هر زن فراهم كردن شرايط آسايش و راحتي

 براي شوهرش است. قبول كنيم كه يكي دوساعت را در نگراني و اضطراب به سر برده ونمي تواند

خوشامدگوي خوبي به هنگام ورود شوهرش باشد.


در اينجا بايد به زنان خوب و دوستدار شوهر توصيه اي بكنم. شما كه دوست نداريد به تنهايي غذا بخوريد

 و حتماً  بايد شوهر كنارتان باشد لازم است به نكته اي ظريف توجه كنيد. اگر مايليد او هر چه زودتر وضع

مالي اش را بهبود بخشد و خواسته هايتان را برآورده سازد، بايد خود را براي اين گونه دير آمدن ها آماده

كنيد. زيرا هميشه چنين فرصت كاري خوبي براي همسرتان مهيا نيست. در چنين مواقعي بايد براي خود

سرگرمي سالمي پيدا كنيد تا هم شوهرتان آسوده خاطر به كارهايش برسد و هم شما هنري بياموزيد،

يا تخصصي پيدا كنيد. زنان موقعيت شناس، شغل شوهر را دست كم نمي گيرند، زيرا موفقيت مرد بازده

اقتصادي خوبي خواهد داشت و رفاه خانواده بيشتر مي شود. در ثاني رضايت خاطري كه از اين بابت به

مرد دست مي دهد تأثير مطلوبي بر روابط زناشويي مي گذارد. مردي كه از كارش راضي است به نسبت

مردان ديگر در خانه خوش اخلاق تر است و در برابر ناملايمات صبوري بيشتري نشان مي دهد. البته زنان

 در صورتي بايد چنين فرصتي به شوهر خود بدهند كه مدت آن كوتاه باشد وگرنه شوهر بايد در برنامه

 كاري خود تجديدنظر كند، زيرا زندگي فقط كار و ماديات نيست .


۳- با سكوت شوهر خود چه برخوردي داشته باشيد ؟


بيشتر خانم ها از سكوت شوهر در خانه سراسيمه و نگران مي شوند، نشاط خود را از دست مي دهند

 و اين سكوت را به خود نسبت مي دهند و پيش خود فكر مي كنند دوباره از چه دلخور است كه حرف

نمي زند.آيا ممكن است ديگر مرا دوست نداشته باشد؟ اين حق خانم ها است كه از مسائل شوهر خود

 مطلع باشند. يك زن دوست دارد شوهرش تمام اسرارش را با همسر در ميان بگذارد، تا هم احساس

غريبه بودن نكند و هم اين كه دوست دارد سنگ صبور شوهر خود باشد تا شايد بتواند كمكي كند. اما

بايد به اين مورد هم توجه كنند كه بيشتر شوهرها مايل نيستند مشغله هاي فكري شان را با همسر

خود در ميان بگذارند چون مي ترسند او را دچار نگراني و اضطراب كنند. به علاوه چون مطمئن هستند از

 عهده حل مشكل برمي آيند فكر مي كنند تا آن وقت نبايد به همسرشان چيزي بگويند. گرچه نمي شود

 اين رفتار را صددرصد تأييد كرد اما آنها با حسن نيت چنين مي كنند. همسرتان فقط مي خواهد شما

ناراحت نشويد. مردي كه تمام مشكلات كاري خود را با همسرش در ميان بگذارد در واقع بخشي از بار آن

 را به دوش او منتقل مي كند. به جاي اينكه از شوهرتان انتظار داشته باشيد تمامي افكار و اسرارش را با

 شما در ميان بگذارد به او فرصت دهيد تا تنها بماند. در ضمن شرايط آرامش او را مهيا كنيد و تا مي توانيد

 مهرباني كنيد. اين رفتار باعث مي شود شوهرتان در كمال آسايش به مشكلش بينديشد و براي حل آن

اقدام كند. در چنين خانه اي است كه مرد مي تواند تمام غصه هايش را فراموش كند.


«هر وقت وارد منزل مي شوم تمامي غصه ها و ملالت هاي خود را فراموش مي كنم.» بورك

 

۴- مواظب حسادت های شوهرتان باشيد .

براي حسن تفاهم با شوهرتان بايد بدانيد كه او چه روحيه اي دارد. انتظار داريد از همكار مردتان تمجيد

كنيد و شوهرتان برنياشوبد؟ اگر مي خواهيد هميشه در قلب شوهرتان جاي داشته باشيد هيچ گاه بيش

 از حد از مردي نزد او تعريف نكنيد.

۵- غرغر كردن چاره كار نيست :


در بيشتر مواقع حرفهايي كه شما خانم ها یا آقایان مي زنيد درست و منطقي است، اما در زمان و نحوه بيان

مطلب اشكال است. اگر نتيجه كاري خوب بود مي توان تكرارش كرد، اما اگر حاصل منفي بود بايد شيوه

ديگري در پيش گرفت. با سرزنش، غرولند، بداخلاقي و رنجورنمايي فقط مرد یا زن را فراري مي دهيد. خانه

محل آسايش و آرامش همسر شماست. اگر دائم خطاهاي او يا مشكلات خود را به رخش بكشيد عاقبت

 مي گريزد و به جايي پناه مي برد تا كه از اين مزاحمت به دور باشد. (البته اين مطلب به معني تأييد اين

 رفتار مردیا زن  نيست). رگ خواب شوهرتان را به دست آوريد آنوقت همه چيز درست مي شود. با گوشه و

كنايه حرف زدن و زخم زبان را از صحبت هاي خود حذف كنيد. به مردان عاشق نيز توصيه اي

مي كنم :براي اينكه روح زن را شاداب و با نشاط سازيد بايد بخشي از اوقات فراغت خود را فقط به او

اختصاص دهيد. يك زن نياز به توجه و نياز به احساس امنيت دارد. از ياد نبريم زنها از طريق محبت و

عشق ورزي بهتر و راحت تر با ما كنار مي آيند تا با اهداي قطعه جواهر. بياييد به همسرتان اجازه دهيد

گاهي خودش را براي شما لوس كند. مگر مردان گاهي خود را لوس نمي كنند و متوقع نيستند نازشان را

 بكشند؟!


گاهي پيش آمده كه زن با رنجورنمايي يا نق زدن مي كوشد محبت شوهرش را جلب كند. در چنين

موقعيتي شوهر آگاه و دانا، زن را درك مي كند و هرگز او را مجبور به اعتراف نمي كند كه هدفش چيز

ديگري است.


«گاهي دست نوازش، كنار او نشستن و صحبتي صميمانه، معجزه مي كند.»


افسوس كه ما خودخواهانه به ندرت چنين مي كنيم. زنان گاهي فقط نياز به گوش شنوا دارند. با گفتن و

گله كردن و گاهي از چيزي شكايت كردن روحشان را سبك مي كنند. مرد خوب همواره اين فرصت را به

همسرش مي دهد. به حرفهاي او گوش بدهيد او را تأييد كنيد. اين عمل را نه به صورت مكانيكي بلكه از

روي رغبت و با تمام وجود و به خاطر دل او انجام دهيد.


«در اين جهان نياز به دوست داشتن و ستايش شدن، بيش از نياز به نان است.» 

 

| +| نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
باید بدانیم

۱- فن گفت وگو:

 اوايل ازدواج همه كوتاه مي آيند، اغماض مي كنند، از ياد مي برند، مي بخشند و زود آشتي مي كنند. اما پس از

مدتي هيچ يك كوتاه نمي آيند، اغماض نمي كنند، از ياد نمي برند و نمي بخشند. همه چيز از زير ذره بين رد

مي شود، زود مي رنجند و مي رنجانند. بعد هم مي گويند چرا من براي آشتي پيشقدم شوم. متأسفانه اين روند

به مرحله اي مي رسد كه زوج نتيجه مي گيرند حرف زدن فايده اي ندارد. «او كه اصلاً به حرفم گوش نمي دهد، تا

 حالا چند بار امتحان كرده ام، او خودخواه است و حرف، حرف خودش است.»


ممكن است شما با هم صحبت نكنيد اما زندگي مشترك همچنان ادامه دارد. ناگزير براي شناخت طرف مقابل و

خواسته هاي او به حدس و گمان متوسل مي شويد و مشخص است كه اين شناخت نمي تواند دروني و عميق

باشد.


همسر رنجيده مي كوشد حقانيتش را ثابت كند. معتقد است رفتاري به دور از عدالت با او شده. اگر آنها قدمي

براي رفع رنجش خود برندارند مدام بر ميزان آن افزوده مي شود و كار به قهر مي كشد. در تمامي مراحل فوق

هم صحبت شدن مي توانست درهاي آشتي را بگشايد. گاه خجالت باعث مي شود براي رفع دلخوري قدم پيش

نگذاريم. گاه از واقعيت فرار مي كنيم و مشكل را رها مي سازيم، گاهي هم مايليم ديگران را شبيه خود كنيم.


اما بايد دست از خودخواهي برداريم. بايد بپذيريم يك رابطه مورد پسند بر حس احترام به عقيده و گفتار طرف مقابل

 استوار است.


«پيش از ازدواج چشم ها را خوب باز كنيد و بعد از آن كمي آنها را روي هم بگذاريد.»
( فرانكلين )
    


بايد همسرمان را همان طور كه هست قبول كنيم. براي اينكه به خواسته هاي منطقي مان توجه كند بايد به

خواسته اش احترام بگذاريم. بايد به شيوه پسنديده اي با او حرف بزنيم. اگر با او حرف نزنيم از كجا بداند كه ما چه

 خواسته اي داريم. آنها كه معتقدند از گفت وگو نتيجه اي نمي گيرند بايد بدانند با شيوه حرف زدن، آشنايي كافي

 ندارند.


وقتي با همسر خود درددل كرديم و كدورتها رفع شد آنگاه به اين نكته پي مي بريم كه:


«آنچه استحقاق نگراني و تشويش را داشته باشد، هرگز وجود ندارد.»
( پلاتو )


۲- فن رفع دلخوری :

در زندگي زناشويي دلخوري ها، شكايات و مشاجره ها فراوان است، اگر چنين نباشد بايد نگران بود زيرا به يقين

رابطه زوج به سردي مي گرايد، نسبت به همسر بي اعتنا شده و ديگر هم را دوست ندارند زيرا از يكديگر

نمي رنجند. هر گفت وگويي شيوه اي دارد كه اگر به همه نكاتش توجه شود پاياني خوش خواهد داشت. اكنون

راههاي گله گذاري خوب را شرح مي دهم تا بتوانيد اين مرحله حساس را درست طي كنيد:


- پيش از صحبت سعي كنيد خود را جاي همسرتان بگذاريد. با اين كار بهتر به مشكلات او پي مي بريد.


- پيش از صحبت با همسر، هرگز موضوع را با ديگران مطرح نكنيد، زيرا ممكن است گفته هايتان را به او تحويل دهند

 و او را عليه شما بشورانند.


- در ابتداي صحبت تأكيد كنيد قصد شما از مطرح كردن رنجش، رفع سوءتفاهم است. زيرا قهرهاي طولاني و جدال

 بيهوده بوده و راه به جايي نمي برد.


- سعي كنيد از نكات مثبت كارهاي اخير او يا آنچه از او پسنديده ايد ذكري به ميان آوريد تا فضاي مذاكره صميمي

شود.


- تأكيد كنيد ممكن است مقصر اين ماجرا خودتان باشيد. بنابراين محض رفع دلخوري اقدام به صحبت كرده ايد .اگر

تقصيري داشته ايد حتماً  آن را به زبان آوريد و از همسرتان پوزش بخواهيد. اين كارتان جو گفت وگو را بهبود

مي بخشد و همسرتان فكر نمي كند محاكمه اي در كار است. در ضمن او نيز آماده پذيرفتن اشتباهاتش

مي شود.


- ضمن حل مسائل سعي كنيد حرفهايتان را با زخم زبان، كنايه، تحقير و تمسخر بيان نكنيد. زيرا وضع از آنچه

هست بدتر مي شود.


- هرگز همسرتان را با ديگران مقايسه نكنيد و مزاياي آنها را به رخش نكشيد. اگر مي خواهيد مقايسه اي در كار

باشد سعي كنيد او را با خودش، يعني خطاي احتمالي اش را با رفتار خوب خودش در موقعيتي ديگر مقايسه

كنيد.


- از دلخوريها و رنجش هاي كوچك شروع كنيد و از گذشته هاي دور ياد نكنيد. پس از رفع دلخوري او را وادار نكنيد

به گناهش اعتراف كند و از شما عذر بخواهد. اين امر غرورش را مي كشد و جري اش خواهد كرد.


- از يكدندگي بپرهيزيد و لجبازي نكنيد. اگر موردي در آن جلسه حل نشد، گفت وگو را به بعد موكول كنيد.


- هنگام گفت وگو اگر همسرتان خواست حرفي بزند مانعش نشويد و سراپا گوش باشيد. فرصت دهيد تا اظهار

نظر كند. با اين رفتارتان ثابت مي كنيد او نيز داراي حق و حقوقي است. از طرفي همسر شما با حرف زدن تخليه

رواني مي شود. وقتي گفته هايش تمام شد آرامش و راحتي زيادي احساس خواهد كرد و پيش خود خواهد

گفت: «من هم حرفم را زدم»  به اين ترتيب امكان آشتي و رسيدن به تفاهم فراهم مي شود.


- به هر شكل كه مي توانيد رفع دلخوري را جشن بگيريد- با هديه دادن شاخه گلي يا هر چيز جزيي مورد نياز طرف

 مقابل- خانم مي تواند كيك يا شيريني بپزد، آقا مي تواند دعوت به عصرانه يا شامي در بيرون از منزل كند و...


هميشه به ياد داشته باشيد كه آشتي هاي اجباري كه در آن هيچ كدام از طرفين در خود تغييري نمي دهند

بنياني سست دارد.


«بعد از يك سال زندگي زناشويي ديگر زن و مرد به فكر زيبايي صورت هم نمي افتند و برعكس فقط متوجه خلق و خو و رفتار يكديگر مي شوند.» (ساموئل اسمايلز)


۷- مراقب حساسيت هاي شوهرتان باشيد


براي همسر خود ارزش و احترام قائل باشيد، سخنش را قطع نكنيد. اگر در محفل ها احترام لازم را به او نگذاريد

نبايد انتظار داشته باشيد ديگران برايش ارزش قائل شوند. همواره بايد در كنار شوهرتان باشيد نه در مقابل او. اگر

 چنين كرديد بايد تاوان خطاهايتان را هم بپردازيد. اگر كسي بي احترامي ببيند به كساني رو مي آورد كه تحسين

 و تشويقش مي كنند.


اگر در مجالس كسي به شوخي شوهرتان را دست انداخت، از شوهر خود حمايت كنيد. در مهماني ها مراقب

شيطنت هاي اطرافيان باشيد. معمولاً بي غرض نيستند. زندگي سعادتبار ناشي از مراقبت هاي زوجين است.

مردان هر ضعفي داشته باشند مايلند مورد محبت و احترام همسرشان واقع شوند. مواظب باشيد به دام آدمهاي

 حسود و دو به هم زن نيفتيد كه رهايي از شر آنها  آسان نيست. اگر همسرتان عيبي دارد مواظب باشيد در هيچ

 شرايطي با ديگران در ميان نگذاريد. «چرخ زندگي بايد به دست خودتان بچرخد، آن را به دست ديگران ندهيد كه

در جهت منفعت و مصلحت شما نمي  چرخانند.»


۸- سنگ صبور شوهر باشيد


نشاط، سرزندگي و خوشرويي شما اگر همراه با حوصله و صبوري باشد، شوهرتان خوشبخت ترين مرد عالم

است. مردي كه خسته و كوفته از فشار محيط كار به خانه مي آيد پي مكان امني است تا تجدد قوا كند. سعي

 كنيد غمخوار شوهر باشيد و در ناراحتي هايش شريك باشيد. وقتي از سختي ها و مشكلات مي گويد فقط

گوش كنيد، او در اين لحظه محتاج پند و اندرز نيست. هيچ گاه از اشتباهاتش يا اعترافهايش چماقي عليه او

نسازيد و اسير جملاتي مثل «من كه گفته بودم اين كار را نكن» نشويد .پس ملكه ذهن خود كنيد كه شوهرتان به

 شدت به شما نياز دارد و نبايد كاري كنيد كه از شما فاصله بگيرد.


« شايستگي زن  در قلب او قرار  دارد .» ( لاما رتين )


۹- شكم مرد دروازه قلب اوست


مردها دو گروه هستند: گروه اول مردهايي هستند كه خيلي كم غذا مي خورند اما به كيفيت آن و نحوه چيدن ميز

 بسيار اهميت مي دهند. اين دسته از مردها معمولاً يكي - دو غذا را خيلي دوست دارند. پختن غذاهاي مورد

علاقه شوهرتان ابراز غيرمستقيم مهر و محبت به اوست. با اين كار به او مي گوييد: « تو براي من مهم هستي و

خواسته هايت در درجه اول اهميت قرار دارد. به خاطر توست كه غذاي مورد علاقه ات را پختم و در چيدن ميز

نهايت سليقه و حوصله را به خرج دادم.»


گروه دوم مردان شكم پرست هستند و دوست دارند غذاهاي چرب و سرخ كرده بخورند. حتي اگر با شوهرتان قهر

 هستيد اما باز هم از شكم او نزنيد. حال اگر شوهر اضافه وزن يا سوء هاضمه داشت چه بايد بكنيد؟


اگر مي بينيد غذاي چرب و سرخ كرده سلامتي او را به خطر مي اندازد از آن صرف نظر كنيد و به تدريج به غذاهاي

 رژيمي روي بياوريد. زيرا سلامتي شوهرتان از هر چيز ديگري مهمتر است. اما براي اين كه سروصداي شوهر

شكم پرست تان در نيايد به او وعده بدهيد هفته  اي يكي- دوبار غذاهاي مورد علاقه اش را خواهيد پخت. مطمئن

باشيد دلخوري همسرتان موقتي خواهد بود زيرا پس از مدتي به اين گونه غذاها عادت مي كند. ممكن است در

ظاهر حرفي نزند اما وقتي مي بيند مراقب سلامتي اش هستيد در باطن شما را ستايش مي كند.


۱۰- چگونه مرد را در انجام كارهاي خانه شركت بدهيد


بيشتر مرداني كه از زير بار كار خانه، شانه خالي مي كنند مدعي هستند همسرشان كار آنها را قبول ندارد و

مدام ايراد مي گيرد.


«هر وقت مي خواي كمك كني كار منو زيادتر مي كني» ،«بلندشو برو پي كارت، تو بلد نيستي سبزي پاك كني»

 ،«مزاحم نشو تو كار نكني بهتر است» و بعد همين خانم پيش مشاور مي آيد و مي گويد: «شوهرم

مسئوليت پذير نيست و كمكم نمي كند.»


بنابراين خانم محترم چاره اي نيست جز انتخاب راههايي كه امكان همكاري مردان را در خانه بيشتر مي كند. نكات

زير شما را در اين مهم ياري مي دهد:


- به مرد فرصت دهيد كارهايي را انجام دهد كه علاقه مند است.


- غر غر كردن و ناليدن از فشار كار، چاره درد نيست. ببينيد چگونه مي توانيد شوهرتان را به كار تشويق كنيد.


- اگر شوهرتان كاري را ناشيانه انجام داد ملامتش نكنيد وگرنه قهر مي كند و ديگر دست به سياه و سفيد

نمي زند. هر كار خوب او را تحسين كنيد تا به انجام باقي كارها ترغيب شود.


- به تدريج شوهرتان را متوجه كنيد به كمكش نياز داريد و اين كمك وظيفه اوست.


- براي مرد تكليف تعيين نكنيد كدام كار وظيفه اوست. مردان دوست ندارند تحت قيد و بند در آيند. بگذاريد به ميل

خود سهمي از كارخانه را به عهده بگيرند. به شوهرتان فرصت دهيد وظيفه اش را انجام دهد،  اگر از ياد برد يا

تنبلي كرد جنجال راه نيندازيد و صبوري و متانت به خرح دهيد. اگر به عشق اجازه دهيد آزادانه جاري مي شود، بر

هر مانعي غالب خواهد شد»

  

| +| نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
برای تو که بهترینی

 

سلام .

می خوام بعد یک مدت که چیزی ننوشتم از اینکه چی گذشته روز و شبم می خوام بگم

امروز صبح ساعت هشت بود یا نه که ازخواب پا شدم یکم این در و اون در زدم آخرش بلند شدم رفتم دا.... یکم بعد دوباره اومدم خونه الان یک چیزی یا  بهتره بگم یک کسی تو فکرمه که نمی گم کیه .

کسی تو فکرمه که من باعث شدم خیلی سختی بکشه . همش می ترسم از اینکه این سختی ها براش ادامه داشته باشه . می دونم که خیلی اذیت می شه اما کاری نمی تونم انجام بدم . و این اذیتم می کنه

اما اینو می دونم که بعد از هر سختی آسانیست و دلم هم به همین یک جمله خوشه

اما در عین حال یک چیزی هم هست که باعث می شه که کمتر واسه این ماجرای پیش آمده ناراحت باشم اونم اینه که تو آغوش خانوادست  . خانواده ای که مهربونترینه و بیشتر از همه دوستش دارن

همینجا اعتراف می کنم که خیلی چیزهای خوب ازت یاد گرفتم . هم از خودت هم خانواده ی مهربونت .

وقتها یی که با مهربونی آقا ......با من رفتار می کنه می فهمم نباید از مهربونی ها سوء استفاده کرد و معنی صداقت چیه و چرا شما دوست داشتی این صداقت و نصبت بهشون داشته باشی .

همه اینها رو گفتم تا بگم منم خوشحالم وقتی این صداقت و داری  و می خوام حفظش کنی .

همیشه و همیشه دوستت دارم .

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
نیازهای زنان و مردان .... باید بدانیم

نیازهای اساسی زنان و مردان بطور کاملا علمی و روانشناسانه

  1. مردان خواهان موفقیت بوده ، زنان نیاز به تعلق پذیری دارند .
  2. زنان روحیه لطیف و حساس تری داشته و نیاز دارند احساسات خود را بزبان بیاورند ، در پاسخ مردان می خواهند راه گشا و منجی باشند .
  3. مردان به شغلشان به دید جزئی از وجودشان می نگرند ، زنان به خانواده خود چنین نگرشی دارند.

نیازهای مردان

1.       یک شریک جنسی خوب .

2.       یک همدم اهل تفریح .

3.       یک همسر جذاب .

4.       یک منزل دنج و آرام .

5.       تحسین ، احترام ، اعتبار ، همکاری ، پذیرش

6.       یک همسر حمایت کننده و مشوق .

7.       یک همسر وفادار.

8.       شکست = هراس مردان .

نیازهای زنان

  1. عواطف و مهر ورزی
  2. گفتگو و درد دلهای صمیمانه ، ارتباط تعاملی و همدلانه .
  3. صداقت و صراحت .
  4. حمایت مالی .
  5. همسری که خانواده  اولویت زندگی وی باشد .
  6. همسری که دلسوز . محافظت کننده ، پشتیبان ،
  7. امنیت و اعتماد به نفس و تائید .
  8. یک همسر وفادار و متعهد .
  9. جدی گرفتن مشکلات کوچک آنها .
  10. توجه و رغبت نشان دادن به احساسات ، عقاید ، پیشنهادات و کارهای روزمره آنها
  11. احساس اینکه آنها یک ریک عشق ورزی می باشند و نه یک ابزار جنسی .
  12. قدردانی از زحمت ها .
  13. همسری که در حضور دیگران به آنها احترام بیشتری گذاشته و به وجودشان ببالد .
  14. بخشی از زندگی شوهر خود بودن : همسری که اهداف و مسائل شغلی خود را با آنها در میان می گذارد .
  15. پذیرش آنها همانگونه که هستند . به آنها اجازه دهیم تا کامل نباشند و زیبایی ظاهری ، شخصیت و موفقیتهای آنها را تصدیق کنیم .
  16. همسری که پدر خوبی برای فرزندان باشد .
  17. یک هدیه کوچک و یا یک یادداشت عاشقانه از سوی همسران خود .
  18. یک مرد با اعتماد به نفس .
  19. یک مرد قدرتمند ( از لحاظ جسمی ، مالی و شخصیتی ) اما در عین حال مهربان .

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
سرنوشت دریا

تا حالا دقت کردی وقتی یک دریا یا دریاچه یا برکه خشک می شه کل زمینش پر از شکستگی می شه فکر می کنی یکی اومده تیکه تیکه زمین رو از هم جدا کرده  اما یکم که فکر میکنی می بینی که زمین دل شکسته می خواد یک چیزی رو به همه نشون بده ....آره درسته اون می خواد به همه بگه که همه قطره ها تنهاش گذاشتن اما اون هنوز هم به یاد اون قطره هاست . درسته که دلش شکسته اما اون زمین دل شکسته می دونه که بی وفایی قطره ها دست خودشون نیست و کار روزگار ..... شاید شما بگید که خوب این جدایی به خاطر خورشید اونه که قطره ها رو از اونجا دور کرده اما  نه نمی تونه کار خوشید هم باشه خورشید بیچاره  حالا که قطره ها زمین رو تنها گذاشتن داره زمین رو دلداری می ده و با وجود خورشیده که زمین دلگرمه می دونید من فکر می کنم که اینها همه بازی روزگاره و سرنوشت . خدا برای هر کسی آغازی و پایانی رو در نظر گرفته که ما باید به اون احترام بزاریم . 

| +| نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
دل نوشته های من
بعد از این همه مدت دوباره اومدم و با تمام احساسم به شما سلام می کنم و می گم و می نویسم که به یادتونم هستم .

دیروز رفتم پیش یک دکتر متخصص قلب تا دید منو گفت روی قلبت یک گودال بزرگه گفت الان دردی رو احساس نمی کنی گفتم

نه حتی بعضی اوقات همون گودال باعث می شه که بخندم

دکتر تعجب کرد و گفت مگه میشه

گفتم آره

چون من اون تیکه قلبم رو به کسی دادم که دوستش دارم و امیدوارم که او هم تکه ای از قلبشو به من بده

و هر روز صبح که از خواب بیدار می شم نگاهی به اون گودال می کنم می گم صبح بخیر

امیدوارم تو قلب هیچ کسی گودالی باقی نمونه

f-m-b-mamnon

 

| +| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
یادمان باشد
                    فقط خدا

یادمان باشد

در این خاک در این مزرعه پاک

به جز عشق

به جز مهر

دگر بذر نکاریم

 

| +| نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
زمستان

خیلی دوستت دارم

زمستون .......... قشنگه نه ؟

تا حالا دقت کردی وقتی برف میاد همه جا یک رنگ میشه هر جا رو که نگاه کنی سفیدی می بینی سیاهی دیگه جایی نداره  .

من  می گم زمستون میاد که دلتنگی ها رو برطرف کنه ، خدا هم به همه یک لباس سفید میده  که بپوشن و شاد باشن

 برای همین یک رنگ بودن زمستون رو از همه چیزش بیشتر دوست دارم

خیلی ها از سرمای زمستون ناراحتند ......فکر کنم برای اینکه نمی دونن این سرما یعنی چی! به نظر من سرما واسه اینه که قدر گرما رو بدونیم . تا هیچ وقت دل به سرما ندیم و با هم سرد رفتار نکنیم .

شاد باشید .

 

| +| نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
یک نگاه ساده

 

.....سال قبل  !

زمستان!

سرما !

حرکت به سمت سرنوشت !

یادته الان دو سال از اون روز گذشته اما هنوز گرمایی که تو چشمات بود رو فراموش نمی کنم اون روز اولین روزی بود که دوستش داشتم اینقد که اون روز شده روز تولدم ...... ! تا حالا من ، تو ، او  ! یعنی همه . فکر می کردیم که روز تولد روزی که آدم پا تو دنیا میزاره حالا می گم تا بدونید روز تولد آدم ها روزیه که دل با یک نگاه ساده بیدار می شه .

| +| نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
نگاه
     

یک نگاه ساده !

فقط همین ........      

 نیازی نیست همه روز با تو حرف بزنم ! یک نگاه کوچیکت برای من یک دنیاست. شاید هم بیشتر، حالا خودت تصور کن یکروزبی نگاه تو یعنی ....بزار نگم می ترسم ناراحت بشی

راستش هر چیزی رو تو این عالم می تونم تحمل کنم جز روزی که لذت نگاه کردن به چشمای مهربونت رو ازم بگیری ، آخه من تواون چشما چیز هایی می بینم که هیچ کس حتی خودت هم اونها رو تا حالا ندیدی .

کلام آخر ؛ مراقب چشمای قشنگت باش

| +| نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
مثل پاییز

 

امشب داشتم می گشتم دنبال چیزی که بنویسم معلوم نبود از کجا و چی فقط می خواستم بنویسم   همینطور که داشتم می گشتم چشمم به یک تصویر از پاییز افتاد ، قشنگ نگاش کردم  دلم گرفت...!  با خودم گفتم این رنگها چقدر برام آشناست ... می دونید من برای خودم تجسمی داشتم از هر کدوم از رنگ های زرد و قرمز و .. رنگ زردش منو به یاد جدایی می نداخت می دونید که گل زرد نشانه جدایی و تنهای ِ اما  قرمزش منو یاد امید مینداخت و گل رز ، به درخت نزدیکتر شدم دیدم بیشتر برگ ها هم قرمزند هم زرد فهمیدم این تجسمی هیچی نمی تونه باشه جز عشق ...!

 

 مثل پاییز

 

اون روز رفتم اما باز برگشتم ولی دیگه برگی روی درخت نبود همشون یک جورایی مرده بودند مثل اینکه از این دو رنگی خسته شده بودند . دیگه نتونستم تحمل کنم دلم گرفت...! گفتم  چرا هیچ کدومشون کوتا نیومدن شاید اگه زرد جاشو به قرمز می داد اینطور نمی شد .

سَرم رو آوردم بالا دیدم یک برگ هنوز مونده خیلی خوشحال شدم رفتم جلو تعجب کردم دیدم نصف برگ قرمز و نصف دیگه معلوم نیست زردِ یا قرمژ... برام جالب بود رفتم جلو، جلوتر از همیشه  دیدم اون برگ سرنوشت منه ...!

| +| نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
مثل پاییز

 

هر چند وقت یک باربه برگ سری می زنم . همیشه یک چیز منو ناراحت می کنه آخه تا جایی که تو کتابامون نوشته بودند برگهای پاییز دو رنگ دارن اما سرنوشت من اون رنگش معلوم نیست هنوز نمی دونم امیدوارمثل رز یا .......باشم . اما اینو می دونم هر مشکلی پیش بیاد هنوز تنه اون درخت سر جاش هست .

امیدوارم  نیمه سرنوشت همه قرمز باشه

 

| +| نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
ای....

عاشقان** سلام به همه دوستانی که زحمت کشیدند به وبلاگ خودشون سر زدن امیدوارم که خوشتون بیاد**عاشقان

مثل احساس 

با رنگ سیاه بنویسم

با خط دل بنگارم

و با کلام عشق آغاز کنم

که شاید اینبار در این جاده ی تاریک سیاه

بتوانم تنها با نور عشق زندگی کنم....

| +| نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
جدایی

 

دوستان عزیز منظور من از جدایی تنهایی یا بهتره بگم  وقتی یکی رو بیشتر ازجونت دوست داری و نمی دونی چه کاری باید بکنی تا دلت آروم بشه  اولش فکر می کنیبه خودت می گی که خوب می گم بهش که دوستش دارم  اما وقتی که می ری جلومی بینی به جای دو راهی  یکصد راه جلوته که نمی فهمی باید کدوم یکی رو ادامه بدی .... من یکی از اون راه ها رو میگم چون خودم هم درگیرش هستم .

ببخشید اگه نا امیدانه حرف می زنم  آخه خوب نمی تونم ساکت بشینم دارم ریز ریزآب می شم  من مشکل خودم رو نمیگم تا نگران بشید اما دوست دارم یک سری چیزها رو بدونیید ..... همیشه سعی کنید . تنها دوست نداشته باشید و اجازه دوستداشتن رو به طرف مقابلتون رو هم بدید آخه بعضی افراد هستند که فکر میکننتوانایی بیان بعضی کلمات رو ندارن و نمی تونن حرف دلشون رو بزنن آخه می دونیدنگاه کردن تا یک زمانی (یک ماه ) قشنگی داره  بعدش دیگه خود شما هم روتون نمی شه که تو چشماش نگاه کنید . باور کنید اونم دیگه بعد از یک مدتی دیگه به یک چشم دیگه به شما نگاه می کنه فکر می کنه که شما الاف  هستید و الکی میایدچشم چرانی.... البته نوع نگاه  کردن هم مهمه بعضی نگاه ها از صحبت کردن هممفیدتره (کوتاه مدت )  شما نباید چشمها و حالت صورتتون رو کنترل کنید . باید اینکار رو بزارید به عهده حستون تا اون بفهمه که چه حسی نسبت بهش دارید .

شما شاید بگید این ها همه حرفه اما اینو بدونید خیلی بدبختیه اگه یکی رو دوست داشته باشی و عاشقش باشی و بمیری واسش ببینی  بعد یک مدتی دیگه نگاهت هم نمی کنه یا اگه نگاه هم می کنه نگاهش اصلا بوی دوست داشتن نمی ده بعد باور می کنی . این دردیه که تحمل کردن اون به این آسونی که میگی  نیست دردیه که از تو خالیتمی کنه اینقدر تو خالی می شی که حتی دیگه  به خودت هم اعتماد نداری .. خودترو لعنت می کنی  به خودت بد و بیرا میگی  همه فکر میکنن می خندی اما گریه می کنی همه فکر می کنن اشک از چشمت میاد اما خونه که سرآزیر شده  همهفکر میکنن که عاشق شدی رفتی تو خودت اما .......!!!

                                                     

                                                  انتظار

همه حرف های من برای عاشق هاست نه کسانی که روز تا شب تو خیابان ها ...!

 

 

| +| نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
عشق عاشق معشوق

اول این رو بگم که کلمه عشق رو خرابش نکنید و اگه واقعا عاشقید بگید عاشقم آخه بعضی ها همین طوری از روی حوس عاشق می شن نه اون عشق به درد نمی خوره عشق باید درونی باشه و تو درونت جا بگیره این که عاشق آرایش یک دختر بشی به نظر من حوسه نه عشق

                                تقدیم به ..... !

می دونید دوستان عزیز من یک چیز رو همیشه به دوستانم می گم  اونم اینه که سعی کنید کسی رو دوست داشته باشید  اما با اون هیچ وقت دوست نباشید . ( مثلا اگه یک روز از بغل هم رد شدید دوست شما نگه ،  نگاه کن دوستت داره از اون طرف می یاد  . ) چون این مدلی از ارزش اون کم می شه  .

شاید بگید خوب اگه با اون دوست نباشید چطور بگیم که دوستش داریم  .  خدای بخشنده چیزی رو به شما داده که کل احساس شما رو می تونه تو خودش جا بده و منتقل کنه   ، شما می تونید فقط با یک نگاه (نگاه پاک باشه ) هم می تونید عشقتون رو به اون بفهمونید هم نظر اون رو تو نگاهش پیدا کنید .

 

الان فکر کنم همه به خودشون دارن می گن که خوب پس ما عاشقیم  اما  این طور نیست عاشق شدنبه همین راحتی ها هم که فکر می کنید نیست شما می تونید بفهمید که جدأ عاشق شدید یا نه آدم
هنگامی که عاشق یک دختر می شه ( یا بر عکس )  یک حالتی بهش دست می ده  می دونید چه
حالتی ؟

اون موقع دیگه اون ، اونی نیست که قبلا بوده .... !!!

اگه پیش از این دنبال یک دختر بوده که تو چشماش نگاه کنه الان دیگه از نگاه دختر ها  ( یا پسر ها ) فرار می کنه و همیشه تصویری از اون کسی که عاشقش شده جلو چشماش هست که به اون اجازه نمیده  به فرد دیگه ای فکر کنه ... حتی یک لحظه هیچ وقت یک عاشق نمی تونه مدت زیادی تو چشم معشوقش خیره بشه  یعنی اصلا راستش رو بخواید کم پیش میاد اونم اتفاقی پیش میاد . ( حد اکثر یک ثانیه )  اگه از عاشق نگاه معشوغش رو بگیری دیگه توان راه رفتن نداره ( جدی می گم )

 

یک چیزی می گم در مورد عشق  با این که می دونم ارزش این وبلاگ رو می یاره پایین اما باید گفت دیدید بعضی ها پنج دقیقه خیره می شن به هم که من عقیده دارم این حوسه نه عشق ... ( مجبوربودم بگم ... ببخشید )

می دونم خسته شدید از خوندن این مطالب یکم زیاد شد اما این رو باید بگم چون به مرگ و زندگی
مربوط می شه

دیدید بعضی ها اینقد غرق عشق می شوند که دست به خود کشی می زنند  . اینو همیشه بدونید شما
حق دارید که ناراحت باشید اما نمی تونید خودتون رو پرتاب کنید تو جهنم  خدا این کار رو منع کرده ( خود کشی)  شما از وقتی که عاشق یکی شده اید . منظورتون خوشبخت کردنش بوده پس اگه روزی
عشقتون رو از دست دادید به دنبال خودکشی نباشید  و به خودتون بگید من خوشحالم از این که خوشبخت شده  البته می دونم سخته خیلی هم سخته تا تو این مرداب نیفتی نمی تونی درکش بکنی
ولی بهتره این رو بدونی که مرگ هم دردی رو دوا نمی کنه .

 

                        

| +| نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 
اول خدا

 تا حالا فکرشو کردید چه کسی آدم ها رو به هم می رسونه ؟

ما یاد گرفتیم صبح تا شب به فکر عشقمون باشیم . صبح تا شب بگیم میمیریم براش . بگیم بدون اون هیچیم . همش اونو جلو چشمامون ببینیم . از دوریش بمیریم . برای دیدنش خودمونو بکشیم . اما تا حالا شده همین قدر به یاد کسی باشیم  که صبح تا شب ، شب تا صبح با ماست . 

کسی که عاشق ها رو خوب میشناسه و از همه عاشق تره  اونیکه  باعث و بانی این عشق پاکِ  و همیشه

داره توچشامون نگاه می کنه . 

کسی که وجودمون رو مدیون اونیم . اما هیچ وقت نگفت چون من ،  شما رو آفریدم حتما باید منو بپرستید .

حتما باید منو دوست داشته باشید . حتما باید کتاب منو بخونید . حتما عاشق من باشید .

پس همه باهم همینجا به هم قول بدیم که به یادش باشیم  . چون اونه که می تونه ما رو هدایت کنه ، اونه که

می تونه  راه درست رو جلو پامون بزاره ، اونه که می تونه هر کاری بکنه .

اما یادمون باشه که ما اگه همه وقتمونم بزاریم نمی تونیم حتی شاکر نفس هایی که میاد و میره باشیم .

 فقط همین .

.

.

.

کلام آخر :  خدا جون دوستت دارم .

 

| +| نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385 توسط سعید نصرتی  |   |  ارسال به دوستان
 


خیلی خوشحال شدم بازم به ما سر بزنید
All Rights Reserved


Www.2Pak.Ir